تبليغاتX
نقطه سر خط
روزانه
 خسته
دیگر نکنم زروری نادانی

قربانی عشق تو غرورم را

شاید که بگذرم از او یابم

ان گمشده شادی و سرورم را

آنکس که مرا نشاط ومستی داد

آنکس که مرا امید و شادی داد

هرجا که نشست بی تامل گفت

او یک مرد ساده لوح او عادی بود

در جستجوی تو و نگاه تو

دیگر نرود نگاه بی تابم

هرگز نبرد زدیدگان خوابم

دیگر به هوای لحظه دیدار

دنبال تو در  به در نمیگردم

دنبال تو ای امید بی حاصل

دیوانه و بی خبر نمیگردم

|+| نوشته شده توسط محمد در یکشنبه هجدهم اسفند 1387  |
 آسوده دلان
سلام به همه

یه چندوقتی که تنبل شدم و آپ نمیکنم

یعنی مطلب خوب پیدا نکردم

شایدم تنبلی کردم و دنبالش نرفتم ولی یکی از اشعاری که داریوش تو اهنگاش میخونی من دوست دارم اینه

حالا واسه چی نوشتم بماند

آسوده دلان را غم شوریده سران نیست

این طایفه را غصه رنج دگران نیست

ای هم وطنان باری اگر هست ببندید

این ملک اقامت گه ما رهگذران نیست

|+| نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه پنجم دی 1387  |
 تغییر
سلام

خوبین اقا یه دستی به سرروی وبلاگم کشیدم درضمن میخوام اسمش و هم عوض کنم کردم و میخوام زدگی حدید رو شروع کنم آخه هر کی آرزوهاش غروب کنه دیگه تو این دنیا کاری نداری و باید ......
|+| نوشته شده توسط محمد در دوشنبه یازدهم آذر 1387  |
 دعا باران
سلام

میخوام هرجا یه مطلب به نظر خودم قشنگ دیدم تو وبلاگم بنویسم که یه جورای همیشه اپ باشه ازشماهم میخوام یه جورای کمکم کنید درضمن تصمیم دارم یه دستی به سرروی وبلاگم بکشم از میان کسانی که برای دعای باران به خارج شهر میروند تنها کسانی که به خدا ایمان دارند با خود چتر میبرند

|+| نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه هفتم آذر 1387  |
 
سلام عزیزان

امروز بعد سه سال وبلاگمو آپ کردم البته از آپ قبلی وضعیتم خیلی فرق کرده از نظر روحی خیلی خوبم الانم مثلا شدم دانشجوی کارشناسی محیط و تو سایت دانشگاه مون هستم

حالم خیلی خوبه دیگه مثل قبلا نگرفته

سعی میکنم از این به بعد یه سره آپ کنم شما هم هر چند وقت یه سری بزنید

 

|+| نوشته شده توسط محمد در دوشنبه چهارم آذر 1387  |
 
 
بالا